X
تبلیغات
رایتل
 
راز حضور
بهانه های قلم
                                                                 
درباره وبلاگ
یادم باشد که در پیله ی تنهایی خویش آغوش به روی دیگرانی نگشایم که ارزندگی امروز من افسردگی هرروزه ی آنهاست .. من از پرواز کلمات به بیکرانه ی ذهنم می نویسم و تو تنها عبور کن از میان ثانیه هایی که غرق ابهامند ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ چو کس با زبان دلم آشنا نیست چه بهتر که از شکوه خاموش باشم...چویاری مرا نیست همدرد،بهتر که از یاد یاران فراموش باشم
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • عدد رهگذران: 52447

چهارشنبه 28 دی‌ماه سال 1390 :: 10:43 ب.ظ ::  نویسنده : سعیده

خاطرات تلخ و شیرین زندگی دستخوش خواستن یا نخواستن های ما می شوند و مهر می خورند

مهر می خورند تا تکلیفشان ... ماندن یا نماندنشان ... روشن شود

تا معلوم گردد مبناست کدامیک از آنها به وادی فراموشی سپرده شود و کدامیک مقرون تنهایی هامان باشد

این میان اویی سود برده است که با صداقت تمام خاطراتش را گلچین می کند و سهم آینده اش را معلوم ...

به مرور هرباره ی آنچه گذشته و رفته و دور شده اعتقادی ندارم ولی گاهی جرقه می خورند بعضی از افکار .. یادآوری می شوند بعضی صحنه ها و تو مات و گنگ با خود می اندیشی چقدر این اتفاق .. این لحظه .. این یاد ... آشنا و ماندگار است در خاطرت ...

و حرف هایی و آدم هایی که بازهم ناخواسته جلوی دیدگانت رژه می روند و مرور می شوند

گاهی دوباره و ده باره می نشینی و با آن آدم ها .. وباآن یادها می گریی و گاهی لبخندی نامأنوس خبر از سر درونت می دهد

و تنها بخش امیدوار کننده ی ماجرا دیدگاه و زاویه ایست که با آن بدانچه بر تو رفته است چشم می دوزی ... ارزیابی می کنی ... تصمیم میگیری

تصمیم میگیری

تصمیم میگیری

تصمیم هایی که پختگیشان بزرگی تو را اثبات می کنند (باید میان واژه ها قد کشید)

اما من بزرگ نشده ام ... بزرگ نشده ام چراکه می بینم و میدانم به کرانه های داستان که می رسم ... به آن نقطه ی خاص که می رسم ... بازهم همان آدمم باهمان تصمیم با همان نگرش ...

تمام آنچه باید را خواهم نوشت ... خواهم نوشت تا دغدغه ی فراموش کردن و نکردنشان دلیلی بر مرور آنها نباشد ... خواهم نوشت و نگاه خواهم داشت آنهارا برای روز معهود ...

برای لحظه ی میقات در میعادگه خاطرات