X
تبلیغات
رایتل
 
راز حضور
بهانه های قلم
                                                                 
درباره وبلاگ
یادم باشد که در پیله ی تنهایی خویش آغوش به روی دیگرانی نگشایم که ارزندگی امروز من افسردگی هرروزه ی آنهاست .. من از پرواز کلمات به بیکرانه ی ذهنم می نویسم و تو تنها عبور کن از میان ثانیه هایی که غرق ابهامند ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ چو کس با زبان دلم آشنا نیست چه بهتر که از شکوه خاموش باشم...چویاری مرا نیست همدرد،بهتر که از یاد یاران فراموش باشم
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • عدد رهگذران: 52459

پنج‌شنبه 20 مرداد‌ماه سال 1390 :: 07:17 ب.ظ ::  نویسنده : سعیده

صحنه ی غروب هیچگاه برایم دوست داشتنی نبوده و نیست

غروب را فرار غریبانه ی خورشید می دانم

خورشیدی که در خون خود می غلتد

به من بگو...

به من بگو ای خورشید از چه می گریزی...

از چه می گریزی که ارمغان گریختنت سیاهی شب است

و یک مشت ستاره که به روی آسمان پاشیده شده اند

از چه می گریزی که فرارت آسمان را به سوگ می نشاند

گرچه می روی و قدمگاه صدها عاشق را جلوه می بخشی

اما بمان،بمان که روزهای عمرم باقی تر شوند

بمان که شاید به لطف خودنمایی تو کور دلی ها کمتر شود

رفتنت را دوست ندارم

از آن صحنه ی خداحافظی بیزارم

حتی خودت هم از شرم سرخ می شوی

اگر نقاش بودم هیچ گاه این صحنه را مصور نمی شدم

من ... دریا ... آسمان ... و در انتهایش غروب

خیلی ها عاشق این منظره اند

عاشق امتداد آبی آسمان که چه غریبانه سرخ می شود...

اما نه

بازهم نه...

تو می روی...

من چطور شاد رفتنت باشم...

منی که عاشق صبحم ... عاشق آبی ها ...

از این سفر هر روزه خسته نمی شوی...

می روی که دلتنگ بودنت شویم و متشکر حضورت

مگر هستی ات برای که ملال آور شده

بمان برای دل این همه آفتابگردان

که جز تو به روی هیچ چیز و هیچ کس نمی نگرند...

بمان که رفتنت آنهارا نیز شرمگین ساخته...

نیستی ببینی چه متین سر فرود آورده اند و نگاه از هرچه غیر توست دزدیده اند

از مشرق تا به مغرب ...

از ناز تا به نیاز ...

همه مخلوق اوییم و همه مفلوک او


پی نوشت : در این غروب خواهش دلشادم از طلوع ناز نیایـش ...

هرچند گفتم غروب را دوست ندارم اما حکایت غروب های این ماه پرفیض و لحظه های ناب نیایش چیز دیگریست...

در این لحظات عرفانی شادی و بهروزیه هر روزه ات را از خدا خواهانم




تورو خدا این آفتابگردونا روشون به خورشیده یا دوربین