X
تبلیغات
رایتل
 
راز حضور
بهانه های قلم
                                                                 
درباره وبلاگ
یادم باشد که در پیله ی تنهایی خویش آغوش به روی دیگرانی نگشایم که ارزندگی امروز من افسردگی هرروزه ی آنهاست .. من از پرواز کلمات به بیکرانه ی ذهنم می نویسم و تو تنها عبور کن از میان ثانیه هایی که غرق ابهامند ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ چو کس با زبان دلم آشنا نیست چه بهتر که از شکوه خاموش باشم...چویاری مرا نیست همدرد،بهتر که از یاد یاران فراموش باشم
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • عدد رهگذران: 52447

جمعه 26 فروردین‌ماه سال 1390 :: 12:30 ب.ظ ::  نویسنده : سعیده

گاه برای بهتر رسیدن باید رفت....گاه برای ثابت ماندن باید رفت.... 

گاه رفتن رسیدن است و ماندن وا ماندن...این را همیشه می گفتم و اکنون هم می گویم... 

شرایطم سخت نیست...می خواهم خودم را سخت کنم... 

تمرین مقاومت در حضور همه جایز نیست... 

مگر نمی گفتم می نویسم برای اثبات بودنم....برای اثبات حرف هایم...حرف هایی که شاید جز در این خانه جایی برای بیانشان نبود...بیانشان در پیشگاه همه قشنگ نبود 

هیچ وقت به خوب راضی نخواهم شد... 

خوب ارزانی کسانی که نمی دانند رسیدن به بهترین ها چیست... 

هیچ وقت نخواهم گذاشت چیزی بر من تحکیم شود... 

چرا که خود را بهترین می دانم... 

چراکه اگر خود را بهترین بدانم بهترین خواهم بود... 

چراکه از خواستن تا توانستن راهی نیست اگر اراده ای باشد... 

اگر ساز رفتن کرده ام به قطع بدانید محکم تر از پیش بر خواهم گشت... 

می روم تا مبادا این خانه را باتمام زندگی ام اشتباه بگیرم...مبادا تمام زندگی ام همین سرا شود... 

می روم چون دلم برای لبخند مادر بزرگم تنگ شده.... 

برای چشمان منتظر پدر بزرگ...   

می روم چون می دانم عطش دارم...عطش به بیشتر دانستن...

اما بدانید این رفتن ابدی نیست...برمیگردم مطمئن باشید...

بدرود