X
تبلیغات
رایتل
 
راز حضور
بهانه های قلم
                                                                 
درباره وبلاگ
یادم باشد که در پیله ی تنهایی خویش آغوش به روی دیگرانی نگشایم که ارزندگی امروز من افسردگی هرروزه ی آنهاست .. من از پرواز کلمات به بیکرانه ی ذهنم می نویسم و تو تنها عبور کن از میان ثانیه هایی که غرق ابهامند ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ چو کس با زبان دلم آشنا نیست چه بهتر که از شکوه خاموش باشم...چویاری مرا نیست همدرد،بهتر که از یاد یاران فراموش باشم
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • عدد رهگذران: 52762

دوشنبه 31 مرداد‌ماه سال 1390 :: 06:04 ق.ظ ::  نویسنده : سعیده

رنج هایی در زندگی هست که قفل بر زبانت می زنند و مجال لحظه ای سخن را از تو می ستانند

رنج هایی که حضور یکباریشان ارمغانی به همراه دارد با نام یا خدا ...

رنج هایی که گاه آنچنان فریفته ی رنگشان می شوی که از یاد می بری  گ تنها برای لحظه ای جانشین ج شده است

رنج هایی که برای لحظاتی خوب بودن را از یاد بشر می برند و بعد دنیایی شرمساری به دنبال می آورند

اما برای من همان سطر دوم کافیست

برای من همان سطر دوم کافیست وقتی میان مناجاتم از یاد می برم تا آرزو کنم رنج و درد رخت بر بندد از سطر به سطر زندگیم

همین امروز برای لحظه ای نفسم از درد بند آمد

ولی دوباره همین امشب از یاد بردم میان آن همه تمنا از درگاه احدیت التیامی طلب کنم

دلم می خواهد میان کسانی باشم که ذره ای نشناسندم

تا نه خوبی و بدی ام را به گذشتگانم نسبت دهند و نه بدون هیچ دانشی در جایگاه قضاوت بنشینند

بیزارم از کسانی که با چشم و دل پر از حسدشان تنها برای دیگران زندگی می کنند...

نه ، لایق بیزاری نیستند ... تنها لبخند تمسخر آمیزی کفایت می کند احوالشان را

کاش تنها مدعی عشق به ولایت و والاترین ولی ... مرد مردان علی نباشیم

چقدر تاسف برانگیز است وقتی دین را ملعبه ی کارهای حقیرانیمان می کنیم

وقتی برای کارهایی که به قطع می دانیم غلط اند کلاه شرعی درست می کنیم

چقدر دلم میگیرد از اشخاصی که سنت ها و شیوه های پیغمبر و ائمه ی اطهار را کلاه شرعی هوس هایشان می کنند...

و نام این عزیزان می شود لقلقه ی دهان و زبان هایشان

آری ...

اینان لایق بیزاریند

ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ


+ تو این شبا ... وقتی دلتون بارونی شد ... وقتی یاد آشنایی ها تو ذهنتون جون گرفت ... یاد من آشنا هم بکنید

+ کم کم باید خودمو به نبودن عادت بدم ... مهر در راه است ...