X
تبلیغات
رایتل
 
راز حضور
بهانه های قلم
                                                                 
درباره وبلاگ
یادم باشد که در پیله ی تنهایی خویش آغوش به روی دیگرانی نگشایم که ارزندگی امروز من افسردگی هرروزه ی آنهاست .. من از پرواز کلمات به بیکرانه ی ذهنم می نویسم و تو تنها عبور کن از میان ثانیه هایی که غرق ابهامند ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ چو کس با زبان دلم آشنا نیست چه بهتر که از شکوه خاموش باشم...چویاری مرا نیست همدرد،بهتر که از یاد یاران فراموش باشم
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • عدد رهگذران: 52423

دوشنبه 15 فروردین‌ماه سال 1390 :: 01:35 ب.ظ ::  نویسنده : سعیده

قرآنم را که از اتاق بردند دلم پر کشید... 

گویا مشتاق تر شدم... 

تشنه تر شدم... 

ته دلم خالی شد و نبودش خلا ای بر وجودم گشت... 

اما نا امید نشدم... 

چشمانم را بستم و با تمام وجود گوش کردم... 

با گوش جان... 

آری صدای قرآن از دور دست ها به گوش می رسد... 

نوای لا اکراهَ فِی الدّین در فضا طنین انداخته است 

... 

اما خدایا! واهمه دارم از آن لحظه که  ندا سر می دهی: 

ان الذین آمنوا... 

با خود می اندیشم نکند من جزو مخاطبان این ندا نباشم.. 

نکند به ظاهر مومن باشم ... 

شیدای این میدان منم...پیدای این میدان تویی 

محتاج این وادی منم...مرهم تویی درمان تویی 

گر من بدم...عصیان گَرَم...تو خالقی  رحمان تویی 

دل عشق بازی می کند...راز و نیازی می کند..  

فریاد و سازی می کند...سودا گر سازم تویی 

همراز و دمسازم تویی 

فریاد من جز اه نیست...اندوه من بیراه نیست.. 

گم گشته ام ..وابسته ام...به عشق تو دلبسته ام

هرگز فراموشم مکن...در سوز و اندوهم مکن... 

با درد خاموشم مکن...  

خدایا دلم به درد آمده است... 

پس کی حجتت را آشکار می سازی..؟  

تا به کی دست نیاز بر آستان بی نیازت برآورم؟؟ 

تا به کی با ناله و سوز صدایت کنم..؟ 

باید شتاب کردباید تند تر حرکت کرد 

مگر وعده ی او به بنی اسرائیل را از یاد برده ایم...؟ 

عَسَی رَبُّکُم اَن یَرحمَکُم و اِن عُدتُّم عُنَا وَ....  

از بنی اسرائیل که بدتر نیستیم...که اگر هم باشیم باز هم باید حرکت کرد که من عاشق آبشارم... 

باز هم می گویم و فریاد می کنم در وادی حق ماندن واماندن است و رفتن رسیدن... 

امشب بیشتر از همیشه صدایت کردم... 

عاشقانه تر خواندمت ... 

خدایا!مرا دریاب که دل دریایی ام بی تو مرداب است ... 

امشب دوباره آغاز می کنم...

پس: 

السلامُ علیک  

ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ

پی نوشت:

عاشق که باشی فصلی جدید فرارویت گشوده می شود... 

فصلی به وسعت تمام زندگی ات... 

شیدا که باشی شاعر می شوی... 

غرق می شوی در دنیایی دگر که در آن دردی نیست جز دوری...