X
تبلیغات
رایتل
 
راز حضور
بهانه های قلم
                                                                 
درباره وبلاگ
یادم باشد که در پیله ی تنهایی خویش آغوش به روی دیگرانی نگشایم که ارزندگی امروز من افسردگی هرروزه ی آنهاست .. من از پرواز کلمات به بیکرانه ی ذهنم می نویسم و تو تنها عبور کن از میان ثانیه هایی که غرق ابهامند ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ چو کس با زبان دلم آشنا نیست چه بهتر که از شکوه خاموش باشم...چویاری مرا نیست همدرد،بهتر که از یاد یاران فراموش باشم
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • عدد رهگذران: 52459

سه‌شنبه 9 فروردین‌ماه سال 1390 :: 08:47 ب.ظ ::  نویسنده : سعیده

 دلم برای کسی تنگ است که فانوس نگاهش امید مبهمیست برای شب های تارم...

دلم گرفته و بی تاب تر از همیشه ام...

دلتنگ تر از همیشه...

مهتاب این روز ها بی تاب نیست...در خواب است....خاموش است

و این خاموشی روایتیست از فراموشی...

و چه سخت است و سنگین...

آری

ناب ترین بودی..بی تاب ترین بودم...

بهترین بودی..آرام ترین بودم...

سرد ترین شدی...معصوم ترین ماندم...آرام ترین ماندم...بی تاب ترین ماندم...

و اکنون تو چیستی و من کیستم...می گویند تو همانی همان که من محوش شده بودم...

اما میگویند...آن ها میگویند..آنها چه میدانند که چه میدانم و چه می کشم...

آنها فقط می گویند...

ومن...

چه تنها...

چه لبریز...

چه محتاج...

و همچنان امیدوار...


14 اسفند ماه 1389