X
تبلیغات
رایتل
 
راز حضور
بهانه های قلم
                                                                 
درباره وبلاگ
یادم باشد که در پیله ی تنهایی خویش آغوش به روی دیگرانی نگشایم که ارزندگی امروز من افسردگی هرروزه ی آنهاست .. من از پرواز کلمات به بیکرانه ی ذهنم می نویسم و تو تنها عبور کن از میان ثانیه هایی که غرق ابهامند ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ چو کس با زبان دلم آشنا نیست چه بهتر که از شکوه خاموش باشم...چویاری مرا نیست همدرد،بهتر که از یاد یاران فراموش باشم
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • عدد رهگذران: 52423

سه‌شنبه 9 فروردین‌ماه سال 1390 :: 07:57 ب.ظ ::  نویسنده : سعیده

اینجا..در گوشه ای از خاطرات من کسی نشسته است...یک غریبه ی آشنا...یکی که سال هاست از من دور است... از من و منیت من...از بودن من... 

و این دوری زور است...زوری که روزگار بر ما روا داشته است...بر مایی که... 

بگذار جملاتم ناتمام بماند...بگذار حرف هایم همچنان مبهم بماند...من این ابهام را دوست دارم... 

من این دردهارا دوست دارم...من... 

امروز برایم کمی عجیب تر از مابقیه روزهاست...امروز..امروز..امروزم گنگ است...نامفهوم است...دور است...بهت است... 

می خواستم بنویسم...اما از که...از چه...به دنبال دلیل می گردم... 

دلیل دارم اما دل ندارم...دلی برای نوشتن...حالی برای گفتن از حال و احوالاتم... 

----------------------------------- 

هوس پرواز دارم...اما دیگر بار گناهانم آنقدر سنگین شده که حتی پریدن برایم سخت است... 

---------------------------------- 

پریشانم...می خواستم بگویم از آدمیان دلگیرم...دیدم حق نیست... 

فقط چندیست دلم از سنگ دلان خودخواه گرفته است...که هرچه برایشان کنی کم است...و هرچه برایت کنند غم...

7بهمن ماه1389